صائن الدين على بن تركه
221
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
غيم تفرقهء نسب ، حاجب و حاجز بسط نور و افاضت اشعّهء او نشده - ساير جهات و مقاصد - كه اعنّهء همم به صوب ايشان معطوف گشته - در مقام خشوع و خضوع باشند . « 1 » طرّه « 2 » از آفتاب رخ برداشت * همه آفاق ازو منوّر شد [ 469 ] پس تحت الثّرى ، يعنى انزل مراتب سير حقيقت و اسفل درجات وجود ، بدين اعتبار فوق اثير است ، يعنى اعلى مراتب ، از براى « 3 » جامعيّت اين مرتبه و بسته شدن ساير مراتب وجود كه از كتم عدم آنها را جدا كرده بودم و به استقلال ظهور متفرّق گردانيده در عقدهء ضبط آن مرتبه و حوزهء احاطت او ؛ و حال آنكه بر مقتضاى أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما سنّت ظاهر من گشودن آن بستههاست ؛ « 4 » « و الهوى يأتي بكلّ عجيبة « 4 » » ، « ديدم بسى عجايب ، چون تو « 6 » عجب نديدم » . * * * [ 470 ] و لا شبهة و الجمع عين تيقّن * و لا وجهة « 7 » و الأين بين « 8 » تشتّت [ 471 ] و لا عدّة و العدّ كالحدّ قاطع * و لا مدّة و الحدّ شرك موقّت [ 472 ] و لا ندّ في الدّارين يقضي بنقض ما * به نيت ، و يمضي أمره حكم إمرتي [ 473 ] و لا ضدّ في الكونين و الخلق ما ترى * بهم للتّساوي من تفاوت خلقة در اين مشرب احاطت نشان من ، قاذورات شبه و شكوك را مجال تكدير و تخليط نيست ؛ چه ، هر چه در چشمهء جمعيّت آمد ، همه عين گشت ؛ پس شبهت عين تيقّن گردد . « 9 » مىخروشد بحر و مىگويد به آواز بلند * هر كه در ما غرقه گردد عاقبت از ما شود و هيچ مقصدى معيّن در اين كوى نتواند بود ؛ و حال آنكه مقولهء « أين » و احكام او
--> ( 1 ) . تب فر : + بيت . ( 2 ) . در اصل : طرّهء . ( 3 ) . تب : بهر . ( 4 ) . فر : + ع . ( 6 ) . فر : خود . ( 7 ) . ال : جهة . ( 8 ) . ضبط ديوان : بين ، كه ظرف است و مبنى بر فتح ؛ لكن شارح اسم معرب دانسته است كه با توجه به شرح ، مىتوان هم « بين » به معنى « وصل » گرفت و هم « بين » به معنى « حد و مرز » كه در هر دو صورت خبر « الأين » محسوب مىشود . انتخاب صائن الدين را ترصيعى كه در بيت وجود دارد ، تأييد مىكند . ( 9 ) . تب : + بيت .